الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
509
دقائق العلاج ( فارسي )
ولى اگر ريشهاش از جا كنده شود تب مىبرد و اين بحرانى خوب است . اگر در آنچه گفتم با چشم بصيرت نگاه كنى خواهى دانست كه هر بيمارى اعم از آنكه ادوارى باشد مانند صرع ، نوبه و غش يا مداوم باشد يا اتفاقى ، ناشى از يك حيوان مخصوص به خود است و به همين دليل است كه عزيمهكنندگان و دعا كنندهها با عزيمه و دعاى خود روح آن حيوان را مىتوانند بگيرند كه در نتيجه تب و بيمارى تمام مىشود ، اما خلط فاسد و عفونت يافته ، در بدن باقى مىماند بنابراينكه اگر تب تنها از عفونت بود نمىبايست با عزايم بهبود بيابد و چه بسا بيماريهائى را كه با عزيمه و دعا بهبودى دادهايم . پس بايد توجه داشت كه اگر خلط مرده ( بدون روح ) بود نمىتوانست چنين حركاتى حيوانى و ادراكات و گفتارى فاسد داشته باشد ، اين مطلب را بگير و خدا را شكر كن و شكر خدا را كه بر ما منت گذارد و حكمتى الهى و محمدى و علوى بخشود عليهما السلام . اما تبهائى كه از كيفيت خلطهاى لطيف پيدا مىشود ، اصول بسيط آنها بر سه گونه زيبقى ، مائى و كبريتى يا دهنى و ملحى و ارضى است « 1 » و اين سه نوع ادوارى است كه گاه پيدا مىشوند و گاه تمام مىشوند و گفتهاند كه تبهاى بلغمى سه ربع هست و يك ربع نيست و صفراوى سى و شش ساعت نيست و تا دوازده ساعت هست و سوداوى در چهل و هشت ساعت نيست و بيست و چهار ساعت هست اما به نظر من همه اينها خطاى محض است و حق آنست كه دورههاى تب از سه جهت تفاوت دارند : كميت خلط ، قوام خلط ، آسانى
--> ( 1 ) اين اصطلاحات كه از علم كيمياست عينا نقل شد تا خواننده محترم بدان توجه داشته باشد و ترجمه آن بواژههاى فارسى جيوهاى و آبى و گوگردى روغنى و نمكى و زمينى در متن صحيح به نظر نرسيد . مترجم